وب سایت رسمی بنیـــاد آموزشی پژوهشی سامـــا

(دارای شناسنامه واحد فرهنگی 100530 و نماد اعتماد رسانه برخط از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)

مشاوره آزمون دکتری سراسری و آزاد 1402-1403

برای دریافت مشاوره آزمون دکتری در خبرنامه ساما عضو شوید. لطفا دقیقا موبایل و ایمیل و رشته تان و اینکه به مشاوره در چه زمینه ای از آزمون دکتری نیاز دارید را بنویسید.

سبد خرید شما

در حال حاضر سبد خريد شما خالي مي باشد
در صورت کليک بروي دکمه اضافه به سبد خريد هر کالا، کالاي مورد نظر به اين قسمت اضافه مي گردد

جستجو

ارایه 15 نوع تسهیلات دانشجویی توسط وزارت علوم

رئیس سازمان امور دانشجویان وزارت علوم اعتبار صندوق رفاه دانشجویی برای سال جاری را 2500 میلیارد ریال اعلام کرد.

به گزارش سرویس دانشگاهی ایسنا، دکترمجتبی صدیقی با اشاره به اینکه 15 نوع تسهیلات دانشجویی از سوی صندوق رفاه دانشجویی ازجمله مسکن، متاهلی، تحصیلی، تک نوبتی ارائه می شود افزود: تسهیلات دانشجویی سالانه از رشد 10 تا 20 درصدی برخوردار است.

دکتر صدیقی با بیان اینکه می خواهیم دانشجویان در فضای باز و محیطی که از آموزش عالی انتظار می رود، فعالتیهای اجتماعی و فوق برنامه خود را داشته باشند، گفت: در تمام دانشگاه های کشور درکنار توسعه علمی، به دنبال فضای سالم و بانشاط دانشجویی با تفاهم قشرهایی مانند استادان، کارکنان و دانشجویان هستیم.

وی گفت: در سال های گذشته توسعه آموزش عالی در استان ها هدفمند نبوده و بیشتر بر اساس افزایش جمعیت دانشجویی بنا شده که نتیجه آن خالی بودن برخی ظرفیت هاست، در طرح آمایش آموزش عالی در وزارت علوم، توسعه آموزش عالی و جمعیت دانشجویی هر استان متناسب با مزیت های همان استان هدف گذاری شده است.

وی با بیان اینکه در دانشگاه های دولتی هنوز ظرفیت خالی وجود ندارد و برای هر صندلی در دانشگاه های دولتی بویژه در تحصیلات تکمیلی رقابت هست، ادامه داد: تنها در مقطع کارشناسی برخی دانشگاه های غیردولتی صندلی و ظرفیت خالی در کشور داریم.

وی با اشاره به ظرفیت 12 هزار نفری دوره دکتری دانشگاه های دولتی کشور در سال جاری که رشد چند درصدی داشته است، گفت: در دوره دکتری دانشگاه های دولتی، به ازای هر صندلی 20 نفر در آزمون ها به رقابت می پردازند.

جایگاه دانشجویان دکتری در دانشگاه‌های ما کجاست؟

جایگاه دانشجویان دکتری در دانشگاه‌های ما کجاست؟ هدف دانشگاه‌ها از پذیرش فزاینده دانشجویان دکتری و تربیت «دکتر» چیست؟ آیا فقط به این منظور که آنها نیز برایمان «دکتر»‌ تربیت کنند و فرایند تولید «دکتر» در یک واکنش زنجیره‌یی به انفجار منجر شود؟ رویکرد کمی و تلاش دانشگاه‌ها در بالا بردن آمار دانشجویان دکتری که طبعا به کاهش کیفیت و بازده این دوره ها می‌انجامد، چه فرجامی برای کشور خواهد داشت؟

به گزارش سرویس علمی ایسنا، دکتر محمدرضا اجتهادی، عضو هیات علمی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف در نوشتاری به واکاوی این مساله پرداخته و راهکار مقابله با این رویکرد غلط و تعدیل جذب دانشجویان دکتری را توجه به کرامت انسانی و حقوق آنها و ملزم کردن دانشگاه‌ها به پرداخت حقوق نقدی آنها به مثابه شاغلان چند ساله بخش پژوهش می‌داند.

در نوشتار دکتر مجتهدی در فصلنامه «فیزیک روز» آمده است: «آنچه یک دانشگاه را از یک مرکز آموزشی پیشرفته، یک مرکز تربیت دبیر، یک آموزشگاه کارآموزی یا یک دبیرستان بزرگ متمایز می‌کند، پژوهش است. آنچه دانشگاه‌های مختلف دنیا را از هم متمایز می‌کند، نیز توان پژوهشی آنهاست. هرکدام در این زمینه موفق تر است،‌ پر آوازه تر است.

در کشورمان مدت‌هاست ساختمان هایی به نام دانشگاه داریم ولی عمر پژوهش در آنها بسیار کوتاه است. تقریبا شروع فعالیت های پژوهشی با آغاز دوره‌های تحصیلات تکمیلی و به خصوص دکتری در چند دانشگاه پیشرو در کشور همزمان است. این یک تصادف نیست. پژوهش به همکاری پژوهشگر و اجتماع علمی نیازمند است و این همکاری بدون دانشجو ناقص است.

حال بعد از گذشت مدتی از شروع این دوره ها جای سوال دارد که جایگاه دانشجویان دکتری در سیستم آموزش و دانشگاه های ما کجاست. آیا دوره های دکتری کیفیت مناسبی دارند و آیا سیاست افتخار به افزایش آمار دانشجویان که به خصوص در دولتهای نهم و دهم به شدت نمایان بود سیاست درستی است؟

برای ورود به این بحث باید در ابتدا بر سر جایگاه دانشگاه و یا تعریف آن اتفاق نظر داشت. اگر توصیفی که در ابتدا این نوشتار ارایه شد مورد توافق باشد و پژوهش یکی از وظایف مهم دانشگاه باشد، آنگاه دانشجو ی دکتری در کنار دیگر ملازمات این امر مانند استاد و آٓزمایشگاه و کتابخانه باید برای حصول محصول به استخدام دانشگاه در بیاید. در این تصویر دانشگاه باید همانگونه که برای دیگر ملزومات هزینه می‌کند برای دانشجوی دکتری نیز هزینه بپردازد. این مدلی است که در بیشتر دانشگاه های معتبر دنیا به کار برده می‌شود.

دانشجویان دکتری از حقوقی برخوردارند که نیازهای زندگی را به خوبی رفع می‌کند تا در مدت کوتاه زندگی دانشجویی دغدغه ای به غیر از پژوهش نداشته باشند و تمام و کمال در خدمت اهداف پژوهشی دانشگاه باشند.

حضور دانشجوی دکتری در چنین فضایی چندین فایده در کنار هم دارد. به گروه علمی خود یاری می‌رساند تا پژوهشی همگام با خط مقدم علم جهانی انجام دهد. محصولی که تولید می‌کند، دانشی است که بر دانش بشری افزوده می‌شود که اگر مرغوب باشد و ارزشمند، سریع دیده خواهد شد و مورد توجه قرار خواهد گرفت. اگر کاربردی باشد مشتری می‌یابد و اگر بنیادی، قدمی در ساختن آینده برداشته شده است و اعتباری برای کشور، دانشگاه،‌ استاد و دانشجو به دست می آید.

دکتر اجتهادی

البته این فرایند، فایده ای دیگر نیز دارد. در حقیقت محصول جانبی این فرایند کسانی هستند که قرار است که نه تنها از دانشی که کسب کرده اند، بلکه از آموخته های خود در چگونگی مواجه با مشکلات و مسایلی که کس دیگری پاسخی برای آنها ندارد، قدم در حل مشکلات آینده بگذارند. اندیشمندانی که می‌توانند در تربیت نسل بعدی پژوهشگران، یاور باشند و چرخه پژوهش و پژوهشگر را پا برجا نگه دارند ولی اگر دانشگاه را تنها یک مرکز آموزشی بدانیم دید ما نسبت به دانشجوی دکتری کاملا متفاوت خواهد بود. در این دید ما او را مانند ماده اولیه و خامی می‌بینیم که نقطه آغازین خط تولیدی است که محصول نهاییش «دکتر» است.

اکنون این دکترهای آینده نه محصول جانبی که تولید اصلی و توجیه وجودی دوره های دکتری در دانشگاه هستند. با این نگاه بدیهی است که دانشگاه می‌تواند برای خدمات آموزشی خود برای تولید این محصول پول مطالبه کند و منتفع شود - البته این مدل در بعضی از دانشگاه های معتبر دنیا و در شرایط ویژه به کار برده می‌شود. بعضی

از این دانشگاه ها طی قراردادهایی با بعضی از کشور های در حال توسعه در ازای دریافت پول«دکتر» برای آنها تربیت می‌کنند.

شاید این نوع نگاه بر دانشگاه و فلسفه وجودی آن در مقاطع پایینتر تحصیلی نگاهی درست و قابل دفاع باشد. بالاخره یکی از مهمترین وظایف دانشگاه تربیت نیروی کار متخصص

است. مهندس،‌ تکنسین، کاردان، مدیر، سیاست مدار و معلم. ولی اگر این نگاه تربیتی به دوره دکتری تعمیم داده شود با این سوال مواجه می‌شویم که تربیت «دکتر» برای چه؟ آیا

فقط به این منظور که آنها نیز برایمان «دکتر»‌ تربیت کنند و فرایند تولید «دکتر» در یک واکنش زنجیره‌یی به انفجار منجر شود؟

متاسفانه این نگاه دوم در سالهای اخیر در آموزش عالی غالب بوده است و در نتیجه باعث شده که دانشگاه ها برای بالا بردن آمار تولید تلاش کنند و از کیفیت تولید خود غفلت کنند

در شرایطی که داشتن دانشجوی دکتری برای دانشگاه نه تنها هزینه ای ندارد بلکه به جذب بودجه بیشتر کمک می‌کند نگرانی بر کیفیت و بازده قابل اغماض است.

شاید بهترین راه برای کنترل این فرایند،‌ آن باشد که در هدف گذاری دوره های دکتری به نگاه پژوهش محور بازگردیم. دانشگاه باید دانشجو را برای پژوهشی جذب کند که ارزشش را داشته باشد و برای اثبات این امر دانشگاه هایمان را موظف کنیم که به دانشجویان دکتری حداقل معادل کمینه حقوق مصوب وزارت کار حقوق بپردازند

در کمال تاسف نمودارهای آمار تولید و جذب دانشجویان دکتری نشان از آغاز این واکنش زنجیره ای دارد و اگر چاره ای برای کنترل آن اندیشه نشود به زودی شاهد آثار انفجاری آن خواهیم بود.

شاید بهترین راه برای کنترل این فرایند،‌ آن باشد که در هدف گذاری دوره های دکتری به نگاه پژوهش محور بازگردیم. دانشگاه باید دانشجو را برای پژوهشی جذب کند که ارزشش را داشته باشد و برای اثبات این امر دانشگاه هایمان را موظف کنیم که به دانشجویان دکتری حداقل معادل کمینه حقوق مصوب وزارت کار حقوق بپردازند.

دانشجوی دکتری بودن را به عنوان یک شغل غیر دایمی و چند ساله نگاه کنیم. برایش بیمه و سنوات در نظر بگیریم و به این جوانان فعال و توانا حداقل به چشم کارگران پژوهشی دانشگاه ها نگاه کنیم تا این باعث شود که دانشگاه ها نسبت به جذب متعادل دانشجوی دکتری دقت بیشتری کنند. شاید به اینگونه احترام و کرامت انسانی این دستیاران پژوهشی امروز و پژوهشگران و اساتید آینده نیز حفظ شود. فراموش نکنیم که ایشان همکاران فردای ما هستند و نه بردگان پژوهش.»

آخرین اصلاحات آیین‌نامه بورس

مدیرکل بورس وزارت علوم با تاکید بر اینکه آیین نامه بورس خارج همان آیین نامه‌ای است که سال 69 تصویب شد،‌ گفت: به این آیین نامه دستور العملی اضافه شده است که طبق آن شروع فرآیند پذیرش از طریق آزمون غیر متمرکز است. همچنین سابقه تحصیلی و شرط سن فرد در این دستور العمل لحاظ شده است.

احمد غلامی در گفت‌وگو با خبرنگار«دانشگاهی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، افزود:‌ در آزمونی که سال گذشته برگزار شد در کد رشته‌هایی که بر اساس نقشه جامع علمی کشور در اولویت بودند، صد نفر واجد شرایط تشخیص داده شده و برای بورس خارج معرفی شدند. این افراد باید مراحل کار که شامل (اخذ اعلام نیاز از یک دانشگاه داخل کشور و محل خدمت، اخذ پذیرش معتبر و وثیقه و در نهایت اخذ ویزا و اعزام است)، را پیگیری کنند که این یک پروسه زمان بر است.

وی در مورد نحوه پذیرش بورس داخل نیز توضیح داد: نحوه پذیرش بورس داخل بر اساس آیین نامه هیئت جذب است که هر سال در فراخوان جذب اعلام می‌شود. اما این آیین نامه کیفی تر شده است برای مثال در آن قید شده که معدل کارشناسی باید بالای 15 و معدل کارشناسی ارشد باید بالای 17 باشد.

مدیر کل بورس وزارت علوم در ادامه در پاسخ به این سوال که اعزام دانشجو به کدام کشورهاست، گفت: اعزام به کشورها به رشته تحصیلی، پذیرش و اعتبار دانشگاه‌ها بستگی دارد. برای مثال دانشگاه‌های غربی برای رشته هوا و فضا به دانشجویان ما پذیرش نمی‌دهند و اگر دانشجویی قصد دارد تا اعزام شود باید از کشورهای روسیه، بلاروس، اوکراین یا چین پذیرش بگیرد.

غلامی با تاکید بر اینکه در مجموع با اسرائیل هیچ رابطه‌ای نداریم، ادامه داد: به برخی کشورهای خاورمیانه مانند عراق و سوریه نیز به دلیل شرایط امنیتی، حاضر به اعزام دانشجو نیستیم. شهریه و هزینه کشورهای آمریکا، کانادا و استرالیا بسیار بالاست و اگر دانشجو قصد دارد بورس شود باید از دانشگاه کمک هزینه دریافت کند که معمولا این امر برای دانشجوهای قوی انجام می‌شود.

وی با اشاره به دستور العملی که سالها قبل در مورد کشور انگلستان ابلاغ شد، اظهار کرد: فعلا اعزام دانشجو به کشور انگلستان انجام نمی‌شود و اعزام به کشور ایرلند به دلیل مشکلاتی که دانشجویان قبلی در زمینه بیمه و طول تحصیل و ... داشتند فعلا در اولویت ما نیست. اعزام به بقیه کشورها در صورت دارا بودن دانشگاه معتبر، استاد راهنمای شاخص و رشته تخصصی که مورد تایید کمیته تخصصی ما باشد، مشکلی ندارد.

وی در مورد ظرفیت بورسیه خارج و داخل توضیح داد: بر اساس بودجه برای بورس خارج 100 نفر، بورس داخل 400 نفر، مربی دانشگاه‌ها 200 نفر و 700 نفر برای فرصت‌های تحقیقاتی کوتاه مدت پیش بینی شده‌اند؛ البته اگر بودجه‌ای که مصوب شده است صد در صد تخصیص داده شود این آمار تحقق می‌یابند.

مدیرکل بورس وزارت علوم در ادامه در مورد مقرری بورسیه‌ها گفت: مقرری بورسیه خارج، از ابتدای سال 93 به طور متوسط 10 درصد تغییر کرده است که در شش ماه دوم سال قابل اجراست و در محاسبات اجرا می‌شود. البته شش ماه اول هم در لیست جداگانه‌ای محاسبه و پرداخت می‌شود. همچنین مقرری بورسیه داخل، افزایش مقرری 20 درصد است که از اول مهر امسال اجرا خواهد شد.

غلامی با تاکید بر اینکه توزیع ارز بورسیه مشکلی ندارد، گفت: روال بر اساس سالهای گذشته است. بعضا نمی‌توان از سیستم بانکی حواله کرد و خود فرد یا وکیل باید از ایران دریافت کند. اگر سیستم بانک بین المللی مانند گذشته شرایط را فراهم کند توزیع ارز راحت تر است.

وی در پایان در مورد تغییرات جذب مربیان دکتری صورت گرفته نیز اظهار کرد: در این زمینه هم آیین نامه اصلاح و کیفی شده است و شرط امتیاز پژوهش به پذیرش فرد اضافه شده است. همچنین مصاحبه علمی در دانشگاه و اداره کل بورس هم انجام می‌شود.

آخرین اصلاحات آیین‌نامه بورس تحصيلي

مدیرکل بورس وزارت علوم با تاکید بر اینکه آیین نامه بورس خارج همان آیین نامه‌ای است که سال 69 تصویب شد،‌ گفت: به این آیین نامه دستور العملی اضافه شده است که طبق آن شروع فرآیند پذیرش از طریق آزمون غیر متمرکز است. همچنین سابقه تحصیلی و شرط سن فرد در این دستور العمل لحاظ شده است.

احمد غلامی در گفت‌وگو با خبرنگار«دانشگاهی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، افزود:‌ در آزمونی که سال گذشته برگزار شد در کد رشته‌هایی که بر اساس نقشه جامع علمی کشور در اولویت بودند، صد نفر واجد شرایط تشخیص داده شده و برای بورس خارج معرفی شدند. این افراد باید مراحل کار که شامل (اخذ اعلام نیاز از یک دانشگاه داخل کشور و محل خدمت، اخذ پذیرش معتبر و وثیقه و در نهایت اخذ ویزا و اعزام است)، را پیگیری کنند که این یک پروسه زمان بر است.

وی در مورد نحوه پذیرش بورس داخل نیز توضیح داد: نحوه پذیرش بورس داخل بر اساس آیین نامه هیئت جذب است که هر سال در فراخوان جذب اعلام می‌شود. اما این آیین نامه کیفی تر شده است برای مثال در آن قید شده که معدل کارشناسی باید بالای 15 و معدل کارشناسی ارشد باید بالای 17 باشد.

مدیر کل بورس وزارت علوم در ادامه در پاسخ به این سوال که اعزام دانشجو به کدام کشورهاست، گفت: اعزام به کشورها به رشته تحصیلی، پذیرش و اعتبار دانشگاه‌ها بستگی دارد. برای مثال دانشگاه‌های غربی برای رشته هوا و فضا به دانشجویان ما پذیرش نمی‌دهند و اگر دانشجویی قصد دارد تا اعزام شود باید از کشورهای روسیه، بلاروس، اوکراین یا چین پذیرش بگیرد.

غلامی با تاکید بر اینکه در مجموع با اسرائیل هیچ رابطه‌ای نداریم، ادامه داد: به برخی کشورهای خاورمیانه مانند عراق و سوریه نیز به دلیل شرایط امنیتی، حاضر به اعزام دانشجو نیستیم. شهریه و هزینه کشورهای آمریکا، کانادا و استرالیا بسیار بالاست و اگر دانشجو قصد دارد بورس شود باید از دانشگاه کمک هزینه دریافت کند که معمولا این امر برای دانشجوهای قوی انجام می‌شود.

وی با اشاره به دستور العملی که سالها قبل در مورد کشور انگلستان ابلاغ شد، اظهار کرد: فعلا اعزام دانشجو به کشور انگلستان انجام نمی‌شود و اعزام به کشور ایرلند به دلیل مشکلاتی که دانشجویان قبلی در زمینه بیمه و طول تحصیل و ... داشتند فعلا در اولویت ما نیست. اعزام به بقیه کشورها در صورت دارا بودن دانشگاه معتبر، استاد راهنمای شاخص و رشته تخصصی که مورد تایید کمیته تخصصی ما باشد، مشکلی ندارد.

وی در مورد ظرفیت بورسیه خارج و داخل توضیح داد: بر اساس بودجه برای بورس خارج 100 نفر، بورس داخل 400 نفر، مربی دانشگاه‌ها 200 نفر و 700 نفر برای فرصت‌های تحقیقاتی کوتاه مدت پیش بینی شده‌اند؛ البته اگر بودجه‌ای که مصوب شده است صد در صد تخصیص داده شود این آمار تحقق می‌یابند.

مدیرکل بورس وزارت علوم در ادامه در مورد مقرری بورسیه‌ها گفت: مقرری بورسیه خارج، از ابتدای سال 93 به طور متوسط 10 درصد تغییر کرده است که در شش ماه دوم سال قابل اجراست و در محاسبات اجرا می‌شود. البته شش ماه اول هم در لیست جداگانه‌ای محاسبه و پرداخت می‌شود. همچنین مقرری بورسیه داخل، افزایش مقرری 20 درصد است که از اول مهر امسال اجرا خواهد شد.

غلامی با تاکید بر اینکه توزیع ارز بورسیه مشکلی ندارد، گفت: روال بر اساس سالهای گذشته است. بعضا نمی‌توان از سیستم بانکی حواله کرد و خود فرد یا وکیل باید از ایران دریافت کند. اگر سیستم بانک بین المللی مانند گذشته شرایط را فراهم کند توزیع ارز راحت تر است.

وی در پایان در مورد تغییرات جذب مربیان دکتری صورت گرفته نیز اظهار کرد: در این زمینه هم آیین نامه اصلاح و کیفی شده است و شرط امتیاز پژوهش به پذیرش فرد اضافه شده است. همچنین مصاحبه علمی در دانشگاه و اداره کل بورس هم انجام می‌شود.

چرا ترکیه می‌تواند ولی ما نمی‌توانیم؟

یک پژوهشگر ایران‌شناسی با مقایسه‌ی ایران و ترکیه در زمینه‌ی تبلیغ و صدور فرهنگ خود معتقد است، ما عملکرد بسیار ضعیف‌تری نسبت به ترکیه داشته‌ایم و در حالی که ترکیه دانشجویان را از اقصا نقاط دنیا بورس می‌کند، ایران در مواقعی، با دانشجویان خارجی که در ایران درس می‌خوانند، برخورد مناسبی ندارد.

امیر هاشمی مقدم - پژوهشگر ایران‌شناسی- در متنی که در اختیار بخش فرهنگ خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، قرار داده، آورده است: دولت ترکیه امسال نیز مانند سال‌های گذشته، چندهزار دانشجوی خارجی را در سه مقطع کارشناسی، ارشد و دکتری، در همه رشته‌ها و از همه کشورهای دنیا بورس می‌کند. این دولت شرایط نسبتا خوبی هم برای هر دانشجو فراهم کرده است، مانند تحصیل، اقامت و بیمه‌ی رایگان، پرداخت مقرری ماهانه (برای دانشجویان کارشناسی 250 دلار، ارشد 375 دلار و دکتری 500 دلار)، ‌علاوه بر مزایا و خدمات دیگر. هر متقاضی پس از ثبت‌نام اینترنتی، چنانچه شرایط لازم را مانند رزومه و کارنامه علمی خوب داشته باشد، به مصاحبه دعوت شده، از میان مصاحبه‌شوندگان، آن‌هایی که بهترین باشند برگزیده نهایی می‌شوند. یعنی به‌نوعی نخبگان را به سوی خود می‌کشاند.

آموزش در آنجا به زبان ترکی استانبولی انجام می‌شود و یک سال اول هم، ترکی استانبولی رایگان به دانشجویان آموزش داده می‌شود. اما راستی چرا ترکیه برای دانشجویان ما این همه هزینه می‌کند؟

او در بخشی از این یادداشت آورده است: دلایل متعددی را برای این کار می‌توان برشمرد. ابتدا اینکه ترکیه برای تبدیل شدن به کشوری توسعه‌یافته و عضویت در اتحادیه اروپا تلاش می‌کند، بنابراین اعطای بورس تحصیلی به دانشجویان خارجی که یکی از ویژگی‌ها و الزامات کشورهای توسعه‌یافته است، در دستور کار این کشور قرار گرفته است.

دیگر اینکه دولت ترکیه عمل‌گرا و نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه خاورمیانه، منطقی‌تر است. مسؤولان این کشور به جای تصمیمات یک‌شبه و دستورات بدون پشتوانه، براساس برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و حساب‌شده عمل می‌کنند. همین است که اکنون ترکیه در بسیاری از زمینه‌ها همچون تجارت، روابط خارجی، توسعه گردشگری، اشاعه و نفوذ فرهنگی و غیره در منطقه پیش‌رو است.

نکته‌ی بعدی این است که ترکیه پیش‌گام حفاظت از زبان و فرهنگ ترکی است و دیگر کشورهای ترک‌زبان را به خوبی پشتیبانی می‌کند. کافی است به برنامه‎های این کشور در ازبکستان و ترکمنستان - که بلافاصله پس از استقلال‌شان از شوروی، خط و زبان رسمی‌شان ترکی شد - نگاهی بیندازیم و با فعالیت‌های ایران که موفق نشد خط تنها جمهوری فارس‌زبان شوروی سابق را، به فارسی بازگرداند، مقایسه کنیم. باید به این نکته توجه کرد که خط ترکی قدمتی کمتر از صد سال دارد و هرگز پیش از این در جمهوری‌های ترکمنستان، ازبکستان، آذربایجان و حتی خود ترکیه کاربرد نداشته است ولی خط فارسی در تاجیکستان پیشینه‌ای هزارساله دارد و اکنون تعداد بسیار اندکی از مردم این کشور می‌توانند فارسی بخوانند و حتی تعداد کمتری می‌توانند فارسی بنویسند. چون هنوز خط‌شان روسی سیریلیک است.

هاشمی‌مقدم در بخش دیگری از این متن گفته است: قدرت تغذیه فکری آموزش‌هایی که در ترکیه صورت می‌گیرد، بسیار بالا است. برای تأیید این ادعا کافی است یک اشاره تاریخی داشته باشیم. فارس‌زبانان همیشه غبطه می‌خورند که چرا زبان شهرهایی مانند سمرقند و بخارا که در درازای تاریخ، جزو پایگاه‌های زبان فارسی بودند، به ترکی تبدیل شده و امروزه درصد کمی از مردم این شهرها می‌توانند همچنان به فارسی سخن بگویند.

جالب است بدانیم یکی از اصلی‌ترین عوامل این تغییر زبان، شخصی به نام «عبدالرئوف فطرت» بود؛ یک تاجیکِ فارسی‌زبان که به گذشته و تاریخ و ادبیات تاجیکستان و ایران افتخار می‌کرد و در این زمینه کتاب‌ها و مقالات بسیاری نوشت و اشعار میهنی مشهوری نیز سرود. او از 1910 تا 1914 در سرزمین عثمانی‌ها - وقتی هنوز به ترکیه تبدیل نشده بود - درس خواند و آنچنان تحت تأثیر زبان و فرهنگ ترکی قرار گرفت که پس از بازگشت به بخارا، خود را به صراحت یک «پان‌ترکیست» نامید و اغلب مقالات و کتاب‌های دیگرش را هم به ترکی نوشت.

او پس از انقلاب 1917 روسیه، در سال 1923 وزیر معارف شد و دستور داد اگر کسی در دفتر او فارسی سخن بگوید، او را پنج روبل جریمه کنند! دقت در این نکته که پیشینه‌ی آموزش‌های اثرگذار ترکیه به بیش از یکصد سال و دولت عثمانی باز می‌گردد، تأمل‌برانگیز است.

اکنون نیز ترکیه در حال تربیت کردن سفیرانی فرهنگی برای خود است. این کشور بر اساس تجارب دیگر کشورهای توسعه‌یافته به خوبی می‌داند که دانش‌آموختگانی که به کشورهای خود باز می‌گردند، مُبلّغ فرهنگ و زبان ترکی خواهند شد. در آن صورت فیلم و سریال‌های ترکی، موسیقی ترکی، نشریات و کتاب‌های ترکی هم طرفداران بیشتری دارد و هم خیلی زودتر به وسیله‌ی همان بورس‌شده‌ها، به زبان‌های زنده‌ی دنیا ترجمه می‌شود.

از سوی دیگر، طبعا وقتی درصد قابل توجهی از نخبگان فرهنگی و علمی کشورها دانش‌آموخته‌ی ترکیه باشند، خواسته یا ناخواسته در راستای منافع آن کشور عمل کرده، آن‌گاه است که ترکیه چندین برابر هزینه‌هایی که در اعطای این بورسها کرده، به دست خواهد آورد.

همه‌ی این‌ها نشان از هدفمند بودن فعالیت‌های این کشور دارد. اهداف و برنامه‌هایی که نمی‌توان بر آنان - به‌صرف اینکه چرا دارد فرهنگش را اشاعه می‌دهد - خرده گرفت. این طبیعی است که هر کشوری تلاش کند فرهنگش را بیشتر معرفی کرده و توسعه دهد. به جای خرده‌گیری از این برنامه می‌توان الگو گرفت.

این پژوهشگر ایران‌شناسی ادامه داد: نمی‌توان کتمان کرد که ترکیه در زمینه‌ی توسعه فرهنگی - در کنار توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی - موفقیت‌های چشمگیری داشته است. به راستی ایران که از صدور فرهنگ خود به دیگر کشورها دَم می‌زند، چقدر در این زمینه با برنامه‌ریزی بلندمدت کار کرده و چقدر موفق بوده است؟ آیا موفق نشدن تاجیکان در بازگشت به خط هزارساله خود، نشانی از بی‌توجهی ما در عرصه فرهنگ ایرانی ندارد؟ آیا روابط محدود و عمدتاً نامطلوب میان سه کشور فارسی‌زبان خود گویا نیست؟ آیا همین که دانشجویان فارس‌زبان دیگر کشورها - مانند قنبرعلی تابش، شاعر و نخبه افغانستانی - را بدون دلیل از دانشگاه‌هایمان اخراج می‌کنیم، آن هم در حالی‌که همه هزینه‌های تحصیلی‌شان را می‌پردازند و هم‌زمان مدافع فرهنگ ایرانی هم هستند، قابل تأمل نیست؟ آیا نکته شگفتی است که نخست‌وزیر ترکیه، مولوی را شاعر «ترک» بخواند؛ در حالی‌که این کشور پذیرفته همه هزینه‌های مرمت خانه‌ی مولوی در بلخ افغانستان را پرداخت کند؟

شاید تفاوت ما و ترکیه‌ای‌ها در همین «صدور» باشد و «اشاعه». اشاعه (در کنار مفهوم انسان‌شناختی‌اش) نیازمند برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و هدفمند است؛ آن‌گونه که ترکیه‌ای‌ها انجام می‌دهند. اما صدور که ما از آن دَم می‌زنیم، یک امر دستوری از بالا به پایین است. مدیران تصمیم می‌گیرند که دستورات فرهنگی صادر کنند؛ اما نتیجه‌ای که در پی دارد، گاهی مصادره فرهنگ‌مان به نفع دیگر کشورها است.

منوی موبایل